مصاحبه برنامه دوربین سلامت شبکه سلامت با دکتر کمیل زاهدی تجریشی عضو هیئت علمی دانشکده علوم رفتاری وسلامت روان - انستیتو روانپزشکی تهران با موضوع شناخت علائم و تکنیکهای آرامسازی فوری (مدیریت بحران)
برنامه دوربین سلامت شبکه سلامت مصاحبهای با موضوع شناخت علائم و تکنیکهای آرامسازی فوری (مدیریت بحران) با دکتر کمیل زاهدی تجریشی متخصص روانشناسی بالینی عضو هیئت علمی دانشکده علوم رفتاری وسلامت روان - انستیتو روانپزشکی تهران دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام داد.
به گزارش روابط عمومی دانشکده علوم رفتاری و سلامت روان - انستیتو روانپزشکی تهران؛ برنامه دوربین سلامت شبکه سلامت مصاحبهای با موضوع شناخت علائم و تکنیکهای آرامسازی فوری (مدیریت بحران) با دکتر کمیل زاهدی تجریشی متخصص روانشناسی بالینی عضو هیئت علمی دانشکده علوم رفتاری وسلامت روان - انستیتو روانپزشکی تهران دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام داد که مشروح آن را در زیر می خوانید:
آقای دکتر، وقتی از استرس پس از سانحه (PTSD( ویژه در شرایط جنگ و بحران حرف میزنیم، دقیقا چه اتفاقی در روان یک شهروند عادی میافتد؟
اختلال استرس پس از سانحه (PTSD( مجموعهای از علائم و نشانگان است که فرد با یک موضوع تهدید کننده در حیاتش روبرو میشود. مانند جنگ اخیر، سیل، زلزله و یا حتی خشونتهایی که ممکن است در یک سرقت صورت بگیرد. برای تشخیص ptsd چهار دسته علامت کلی باید وجود داشته باشد:
مورد اول یادآوریهای مزاحم و مکرر است. در واقع فرد به صورت ناخواسته اتفاق خاصی را در ذهن خود مرور میکند برای مثال فردی که تجربه صحنه موشک باران یا تخریب را دارد، ممکن است ناخودآگاه و به صورت خودکار در طی روز دائما در ذهنش تداعی شده یا در خواب کابوس ببیند.
مورد دوم اجتناب فرد از محل وقوع اتفاق است. مثلا اگر برای فرد در یک خیابان خاص اتفاق رخ داده باشد، دیگر در آن خیابان حضور پیدا نمیکند و در مواقع حادتر کلا از منزل بیرون نمیآید.
سومین مورد شامل علامتهای منفی میباشد. در چنین حالتی خلق فرد کاهش یافته، بیحوصله و بی انرژی میشود.
چهارمین و آخرین مورد، تجربه حالاتی با برانگیختگی بالا مانند اضطراب شدید ، غم و خشم است.
در صورتی که ۴ دسته علامت ذکر شده به مدت یک ماه بعد از اولین وقوع اتفاق خاص ادامه یابد میتوان گفت ptsd شکل گرفته است.
خیلیها این روزها میترسند یا مضطربند. مرز بین یک «ترس طبیعی» با «استرس پس از سانحه» که نیاز به توجه دارد کجاست؟
باید توجه داشت که بعد از اتفاقات ناخوشایند و منفی، ترس یک هیجان تکاملی و کاملا طبیعی است. در چه صورت غیر طبیعی است؟ برای تبیین این موضوع دو نکته مطرح میشود: نکته اول به زمان مربوط میشود، ترس طبیعی بین چند روز تا چند هفته از بین خواهد رفت اما در ptsd ماهها و شاید تا سالها ادامه یابد. در نکته دوم بحث شدت مطرح میشود، درواقع بعد از یک ترس عادی زندگی فرد مختل نمیشود و با وجود ترس، فرد به زندگی طییعی خود ادامه میدهد برای مثال فرد به کلاس، باشگاه و … میرود. اما در ptst فرد دچار اصطلاحا نقص عملکرد میشود و نمیتواند به فعالیتهای روزمره خود بپردازد و به احتمال زیاد روی کار، تحصیل یا ابعاد دیگر زندگی فرد اثرگذار است. در نتیجه شدت و طول مدت را از عوامل تمایزدهنده بین ترس طبیعی و غیر طبیعی میپنداریم.
آقای دکتر بفرمایید اگر یک شهروند با شنیدن یک صدای بلند یا دیدن یک تصویر، دچار حمله اضطرابی شدید یا تپش قلب شد، در همان لحظه چه کار کند؟
متاسفانه وقوع چنین حملههایی بسیار ناخوشایند است. اما در صورت وقوع در مرحله اول باید امنیت فیزیکی را مد نظر قرار داد، به لحاظ امنیت روانی با انجام چند تکنیک میتوان با شرایط کنار آمد.
۱.استفاده از «تکنیک حواسپرتی» میباشد مثل شمارش اعداد یا شمارش معکوس اعداد. برای مثال از فرد بخواهیم از عدد ۱۰۰ به صورت معکوس ۳ یا ۷ شماره به ترتیب کم کند، این تکنیک تمرکز بالاتری میطلبد و عملا از میزان حس ناخوشایند کاسته و منجر به دور شدن از حمله میشود (البته به شرط رعایت امنیت فیزیکی در وحلهی اول)
۲.تکنیک «بودن در زمان حال» به این صورت که فرد روی یکی از اجزای محیطی که در آن قرار گرفته متمرکز شود. برای مثال اگر فرد در خیابان حضور دارد یک ماشین را در نظر گرفته و با صدای بلند یا در ذهن خود مشخصات ماشین از قبیل رنگ، مدل، شماره پلاک، سایز و سایر جزئیات را توصیف کند. با انجام چنین تمرینی فرد بلافاصله متوجه این موضوع خواهد شد که مغز محرک قبلی را رها کرده و روی تکنیک متمرکز شده است.
۳. سومین مورد تکنیک «آرامسازی بدن» میباشد که یاد بگیریم در شرایط تنش و اضطراب عضلات خود را چگونه از حالت انقباض خارج کنیم. به ترتیب با کنترل تنفس، شمارش، انقباض و شل کردن عضلات بدن به رهایی از تنش ایجاد شده و کاهش اضطراب موقعیتی کمک میکنیم.
بچهها در این شرایط بسیار آسیبپذیرند اما شاید حرف نزنند. والدین چطور باید متوجه ترس پنهان کودک شوند و با او رفتار کنند؟
در این خصوص میتوان کودکان را در ۲ دسته قرار داد، کودکانی که ابراز کلامی دارند یعنی با والدین به صورت کلامی از ترس خود سخن میگویند و کودکانی که ممکن است اشاره مستقیم به ترس نداشته باشند و با ایجاد تفاوت در سبک زندگیشان نمایان شود. مثلا کودکی که همیشه در اتاق خود میخوابید دیگر تمایلی به تنها خوابیدن ندارد و از مادر درخواست میکند کنار او بخوابد. یا ممکن است تغییراتی مانند شب ادراری، تغییر در اشتها و خواب ایجاد شود. والدین باید آگاه باشند که پس از وقوع این اتفاقات، میبایست به رفتار کودک توجه بیشتری داشته باشند. گاها برخی کودکان تغییرات را در بازی نشان میدهند مثلا شروع به پرتاب کردن ماشین کرده و میگوید منفجر شد.
تا حدودی این تغییرات طبیعی و گذرا است اما اگر باقی بماند و زندگی کودک را تحت الشعاع قرار دهد میبایست پیش از آنکه دیر شود با یک متخصص روانپزشک یا روانشناس کودک مطرح گردد و مشاوره لازم را دریافت نماید.
پیگیری مداوم اخبار چقدر در تشدید این استرس نقش دارد و چه «رژیم مصرف رسانهای» را برای این روزها پیشنهاد میکنید؟
یکی از مشکلات در این شرایط پیگیری مداوم اخبار است. در شرایط بحران طبیعی است که مغز انسان در هر زمینهای که دچار ابهام میشود تلاش میکند ابهام را برطرف کند یعنی زمانی که نمیدانیم چه اتفاقی افتاده یا چه مکانی آسیب دیده است، دائما به چک کردن اخبار میپردازیم و چک کردن دائمی اخبار چیزی جز افزایش اضطراب و تنش برای ما نخواهد داشت. توصیه میکنم دو نکته را در این خصوص رعایت کنیم.
نکته اول در این شرایط ، پیگیری خبر از منابع موثق است. به دلیل تکراری یا ضد و نقیض بودن اخبار سعی کنیم اخبار را از منابع موثق خبری پیگیری کنیم که منجر به افزایش اضطراب نگردد. نکته دوم برای پیگیری اخبار، محدود کردن اخبار به تعداد و زمان مشخص میباشد، به فرض مثال ۲ بار در روز به مدت ۱۵ الی ۳۰ دقیقه. همچنین تمامی اعلانهای گروهها و کانالهای تلفن همراه که به نوعی باعث ایجاد تنش میشود را در حالت خاموش قرار دهیم.
نکته حائز اهمیتی که در این خصوص وجود دارد به چک نکردن اخبار پیش از خواب مربوط میشود. به این دلیل که منجر به کاهش کیفیت خواب و در نتیجه منجر به اضطراب فزاینده میشود.
چرا روانشناسان اصرار دارند که حتی در شرایط بحران جنگی، کارهای روزمره (مثل غذا پختن، سر کار رفتن) نباید متوقف شود؟
در زمان بحران مغز انسان تا حد زیادی آسیب میبیند و نگرانیهای مربوط به آینده برای فرد بوجود میآید در این شرایط، نباید روال عادی زندگی تعطیل شود. برای مثال اگر فعالیتهای روزمره مانند تحصیل، کار و دیدارهای خانوادگی کاهش یابد یا تعطیل شود این پیام به مغز مخابره میگردد که اوضاع خراب است و تغییراتی در حال رخ دادن است و به مرور زمان فعالیتهایی که برای فرد ایجاد انگیزه میکرد کنار گذاشته میشوند. پس تا حد امکان باید شرایط عادی زندگی بر روال قبل پابرجا باشد.
پیشنهاد میشود اگر باشگاه تعطیل شد افراد در منزل یا خیابان ورزش کنند، اگر مدارس و دانشگاهها غیر حضوری شده است شرایط مناسبی برای مطالعه خود فراهم کنند، در خصوص تعطیلات یا دورکاری ادارات، دیدار شبکه دوستان و همکاران در کاهش اضطراب تسهیلکننده است. علت تاکید روانشناسان برای حفظ ساختار عادی زندگی، گذرا بودن و همیشگی نبودن بحرانها است. با تغییرات اساسی در سبک زندگی برگشت به زندگی عادی بسیار دشوار خواهد بود. پس تاکید میکنیم تا حد امکان شرایط نرمال زندگی حفظ شود.
به عنوان یک روانشناس، یک جمله یا تمرین ذهنی کوتاه به مردم هدیه بدهید که هر روز صبح برای حفظ امید با خود تکرار کنند.
شرایطی که در آن قرار گرفتیم به نوعی ممکن است برای هر فرد آزاردهنده باشد. افراد باید برای حفظ سلامت جسمانی و روانی تلاش کنند. متاسفانه در این بین سلامت روانی بیشتر نادیده گرفته میشود. توصیه میشود اگر شرایط بحران به طول انجامید عادتهای سالم از لحاظ جسمانی و روانی حفظ شود تا در طول مسیر با آسودگی بیشتر با بحران مدارا کرد.
کامنت